سوختن های من

 

images?q=tbn:ANd9GcRa6wH_IP_0Y2KjMDxNnD-

 

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت

و چه سوختن هایی که مرا ساخت

ای خدای من

مرا فهمی عطا کن

که از سوختنم

ساخته ای آباد از من بجا ماند

/ 22 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب

سلام تبریک میگم وبلاگ پرمغزی دارین معلومه حسابی روش کار کردین در صورت تمایل به ما هم سر بزنین و تبادل لینک کنیم البته وبلاگ من نوپاست به خوبی مال شما نیست

مازیار

سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است در خیالات خـودت قــصـــــر بسازی، سخت است مثل این است که کودک شده باشی، آن وقت هـــــی تـــو را باز نگیرند به بازی، سخت است اینکه دنبــــال کنـــی سایــــه ی مجهولـــــی را تا به هم خوردن خط های موازی، سخت است این کـــه یک عمر بدون تــــو قــــدم بـــــردارم بین دروازه ی سعدی و نمازی، سخت است گاه جغرافی چشمان تو خیلی ساده ست گاه اثبات تـــــو از راه ریاضـی، سخت است زیـر پیراهن گل مخملــــی ات پیچیده ست عطر نارنج ولی دست درازی، سخت است

Milad♥Fatemeh ♥♥ M♥R

بدون عشق نشان از جهان نخواهد ماند،بماند عشق ولیکن جهان نخواهد ماند خزان عمر من آمد بهار عمر تو شد،بهار عمرِ تو هم ای جوان نخواهد ماند،آپم دوست داشتی بهم سربزن خوشحال میشیم، برامون دعاکنید.[گل]

سرشار

سلام :) آخرین بار که اومدم وبت خیلی ظاهرش به هم ریخته بود ... چقدر خوب شده الان .. [گل][گل][گل]

شوریده

مست شد... خواست که ساغر شکند! عهد شکست... فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند، مست...

جنون

سلام خوبی عزیز ببخشم برات تعریف میکنم تو خوبی چه خبر خوش میگذره من انشا... هرچند روز یا پنچ شنبه ها جوابت میدم ببخش اگه نمیتونم هرروزز جوابت بدم

شوریده

نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟ نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟ برای طوف کویت جامه احرام بر بستم گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یانه ؟ عیدت مبارک مهربون[گل]

مازیار

جایی که عقل مانع پرواز آدمی است عاقل تر آن کسی است که دیوانه می شود

شوریده

سر بگذار بر درد بازوان من، دست نگاهم را بگیر، مرا دچار حادثه‌ای کن که با عشق نسبت دارد، من عجیب از روزگار رنجیده ام ! [گل][گل]